دانلود آهنگ جدید وحید موسویان به نام نهنگ ۵۲ هرتزی
Download New Music Vahid Mousavian Called Whale 52 Hertz

عضویت در ربات تلگرام ( آرشیو خوانندگان ایرانی و ... )
۱۴۰۰/۰۱/۱۲ ۵
متن ترانه آهنگ
چهل ساله با موی جو گندمی
چهل ساله روی فرکانس دل
چهل ساله دارم صدات می کنم
چهل ساله سر درگمه مضمحل
رو پژواک امواج پنجاه و دو
صدام بر می‌گرده به سمت خودم
کسی که نمی خواد منو بشنوه
چرا باید حتمن نهنگ می شدم؟!
چهل ساله چشم انتظارم فقط
سفید طلوع و کبود غروب
فرکانس مو می فرستم برات
چهل ساله که از شمال تا جنوب
چهل ساااله کم نیست یه عمره ببین
چهل سال واسه خیلیا کیمیاست
چهل سال تو نپتون بهاره ولی
من اینجا هنوز ریشه هام تو هواست
یه عمره خودم رو کشیدم به دوش
کمر خم شد از وزن رو شونه هام
نذاشت آب دریا ببینی چقدر
چشام خیس وو تر شده گونه هام
برای تنفس نرفتم به سطح
نخواستم ترحم کنن واسه من
تو حاکم شدی بر زدی دستمو
دلم رو بریدی و سوخت آس من
یه عمره دارم از خودی می خورم
نه زخم زبون نیزه ی بی بدیل!
تعجب نکن وقتی دیدی منم
یه روزی به ساحل زدم بی دلیل
یه چیزای کوچیک و خیلی ظریف
می تونه دلیل تباهی بشه
جهان حتا می تونه واسه نهنگ
به اندازه ی تنگ ماهی بشه
چرا سهم دوار پرگار شون
زیر سوزنه لخته بارونیه ؟
چی باید می خوندم که در عین حال
تو از موندن الکن من از انتظار
تو گلدسته های کبوتر نشین
تو آرامش محض و من بی قرار
چی باید بخونم تسلا بده
چی می تونه از درد ما کم کنه ؟
مگه می شه تو قعر دریا کسی
نهنگی رو تیمار و مرهم کنه
با موج پریشون موهای تو
رو امواج نامرد این روزگار
توو محدوده شوک خواب نهنگ
شدم مرد موجیه ناپایدار
به جایی رسیدم امید از یه سو
یه سوی دیگه ام قطب منفی شده
نهنگی دو قطبی که می ترسه از
دروغ و خیانت و مخفی شده
دچارم به ژرفای تنهاییام
کفن پیچ عمری که بر باد رفت
تو خواب و تو بیداری حتا یه شب
دلم هرگز از یاد یادم نرفت
منم اون کشیشی که یکشنبه شد
کلیسای خالی شو افسرده دید
شراب مقدس رو نوشید و بعد
چهار بسته سیگار و یکجا کشید
مث ماهیگیری که بعد از یه روز
تو تورش به جز مار ماهی نبود
خودش رو تو لنج اش گلاویز کرد
می دونست واسش دیگه راهی نبود
مث رازو رمزی که لو رفته بود
مث عصمتی که شده لکه دار
مث اون مریضی که بعد از یه عمر
همه داروهاشو گذاشتش کنار
رو هر پلک دلواپس کاغذی
هزار اشک خودکار بی احتیاط
نشستن دارن سنگینی می کنن
به من زل زدن تلخ و مبهوت و مات
قسم خورده بودم که جنگل بشم
سرخسی برقصوندم هر طلوع
بپیچم به پاهای مرموز خاک
بشم اتفاقی غریبالوقوع
قسم خورده بودم ببافم گلیم
به قد پاهای بابا لنگ دراز
قسم خورده بودم رابین هود بشم
بجنگم با داروغه ی پا دراز
قسم خورده بودم یه کاری کنم
صد افسانه از من بمونه بجا
مقدس ترینه قسم های من
شده حرف مفت و بد و نابجا
چقدر نحس و برعکسه دنیای ما
تو حل کن معما رو روح بزرگ
چرا سرخیه سیب باغ عدن
شده سهم چنگال و دندون گرگ؟
نه بردم نه حتا مساوی شدم
من از وقتی یادم میاد باختم
همیشه می ریخت رو سرم سازه هام
می لنگید چیزایی که می ساختم
من از وقتی یادم میاد حلقه ای
تا زنجیریا فاصله داشتم
تو نطفه می مردو تو خاکش می سوخت
همه دونه هایی که می کاشتم
هدر رفته پیچک به دیوار سرد
اثر کرده خنجر به پهلوی مرد
شما وارث حس خوب جهان
من ارواح سرگشته ی شب نورد
من اون شاعر لخت یه لا قبا
که احساس شو ریخته تو داریه
یه جوری به من ضربه زد زندگی
که حس می کنم شعر خودآزاریه
یه جوری به من طعنه زد زندگی
یه روزی نهنگ و یه روز آدم ام
چه دریا چه خشکی چه تو آسمون
به چشمت نیومد هنوزم کم ام
دو تا حفره خاموشی رو صورتم
گل آلوده گودال بارونی ام
به دستای سرما ورق می خورم
چقدر سرده قلبم زمستونی ام
زبون وا کنم خورده شیشه فقط
جای عاشقانه می ریزه زمین
عقب تر برو زخم و زیلی نشی
عقب تر برو خواهشن نازنین
عقب تر برو توله سگ های شعر
به ویروس هاری شدن مبتلا
بگو چشم و لطفن عقب تر برو
منم در جواب ات بگم بی بلا
ارسال دیدگاه
اشتراک گذاری این پست
برچسب های پست
کد پخش آنلاین